تبلیغات
وقف،ایثار ماندگار

.
.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 آذر 1394 توسط سید علی اكبر زمانی


مخترع روبات نمازخوان، اختراعش را وقف انرژی هسته‌ای کرد. اما این، تنها وقف عجیب و جالب در تاریخ اوقاف ایران نیست. «باقیات الصالحات». آن‌ها که اموال و دارایی‌هایشان را وقف می‌کنند با همین نیت شروع کرده‌اند. این که وقفشان ذخیره‌ای معنوی باشد برای سفر آخرت.
انگیزه‌های وقف هم متفاوت است. از خوابی شخصی تا دیدن تصویری که زندگی واقف را متحول کرده باشد. با این حال به همان نسبت که واقفان متعددند، نیت‌های وقف نیز متنوع و فراوان است. درست مثل «جمشید شهرکی» که در سال 1388، اختراعش با نام «روبات نمازخوان» را وقف گسترش انرژی هسته‌ای کرد.
مطابق آمارهای سازمان اوقاف کشور، واقفین ایرانی با 750 نوع نیت، متنوع‌ترین وقف‌ها را در دنیا به خود اختصاص داده‌اند. وقف‌هایی که به 8 بخش کلی تقسیم شده وهرکدام زیرمجموعه‌های فراوان و متنوعی دارند. شاید مرور جالب‌ترین و عجیب‌ترین وقف‌ها که در ایران ثبت شده است هم به اندازه خود این وقف‌ها جالب باشد.

وبلاگ وقف، ایثار ماندگار - Www.Isar-Mandegar.MihanBlog.Com

وقف برای برندگان جایزه نوبل

اواخر آذرماه سال 1385، سرپرست وقت سازمان اوقاف و امور خیریه، خبر از یک وقف عجیب و جالب داد که مطابق آن، یک شهروند تهرانی اموالش را برای کمک به برندگان جایزه نوبل وقف کرد این فرد نیکوکار همچنین بخشی از اموالش را برای حمایت از مباحث علمی خاص از جمله شیمی و فیزیک وقف کرده است.

قف زمین برای جانوران

ایرج افشار و عبدالوهاب طرار در کتابچه موقوفات یزد از یک وقف جالب در یزد یادکرده اند: «در روستای ”عز آباد» یزد وقف نامه جالبی وجود دارد که نشان از لطافت مردم آن خطه دارد. در این وقف نامه که واقف آن نامعلوم است چنین وقفی ذکر شده است :اراضی نیم قفیز (معادل حدود 75 متر)، منافع آن باید صرف طعمه‌ی سگ کور شود.
حدود 300 سال قبل هم یکی از موقوفات شهر اصفهان که در یک وقفنامه این شهر ثبت شده، زمینی کشاورزی وجوددارد که وقف غذای پرندگان شده است و طی آن، بایستی هر سال در آن زمین گندم و جو کاشته شود. پس از برداشت محصول و پرداخت حق الزحمه کشاورزان، مابقی گندم و جو برای زمستان انبار شود ودر فصل زمستان این گندم‌ها در بیابان‌های اطراف اصفهان که محل زندگی و رفت و آمد پرندگان است، پاشیده شود، تا پرندگان گرسنه نمانند.
در منطقه «بشرویه» در استان خراسان جنوبی هم زمینی وقفی وجود دارد که نام آن را «بند گربه ای» گذاشته‌اند. زمینی که صاحب اولیه‌اش، آن را برای ممانعت از اذیت کردن گربه‌ها وقف کرده است. به این ترتیب که صاحب خانه در بشرویه حق نداشت گربه را به دلیل ربودن گوشت مورد اذیت قرار دهد. همچنین حق نداشت افراد خانواده را به دلیل سهل انگاری در نگهداری گوشت مورد مواخذه قرار دهد بلکه با مراجعه به شخصی که زمین گربه‌ای در دست او بود، وجه گوشت ربوده شده توسط گربه را دریافت می‌کرد.

درختی که وقف گسترش اسلام شد

امسال، واقفی به نام «جهانبخش بهرامیان» در منطقه ماهیدان استان فارس ۱۴ اصله درخت گردو به ارزش ۱۴۰ میلیون را با نیت نشر علوم دینی و معارف اسلامی وقف کرد تا با درآمد حاصل از فروش گردوهای این باغ، به نشر و گسترش علوم اسلامی کمک کند.

وقف غذای سگ‌ها برای نرفتن به حرم

یکی از موقوفات جالب و عجیب در سالهای دور در مشهدمقدس موقوفه‌هایی برای سگ‌ها بود ...این موقوفات، در واقع محل‌هایی برای نگهداری سگ‌ها بوده است. سگ‌هایی که همراه با کاروان‌های زائران مشهد مقدس بوده‌اند و برای حفظ حرمت حرم مطهر امام رضا (ع) اجازه ورود به حرم را پیدا نمی‌کردند. صاحبان این سگ‌ها به موقوفه‌هایی که به همین منظور احداث شده بود می‌رفتند و سگ‌ها را به آن جا می‌سپردند تا ضمن نگهداری، خوراک سگ‌ها نیز تامین شود. جالب این که از درآمد این اماکن وقفی گوشت و غذا برای سگ‌ها تهیه کرده و برای آن‌ها می‌برده‌اند.

وقف‌های خوراکی

یکی از جالب‌ترین وقف‌ها در استان فارس وجود دارد. مطابق اسناد، در یکی از شهرهای استان فارس باغ‌های اصطهبانات (پسته و بادام) وقفی شده که مغز بادام و مغز گردو به بچه‌هایی که مسجد می‌آیند، می‌دهند و با این وقف مسجد را پر از جوان می‌کنند.
اما شاید عجیب‌ترین وقف خوراکی‌ها مربوط به مراسم خاصی باشد که هرسال در آستان قدس رضوی برگزار می‌شود. مراسمی که به «ناهار اغنی» معروف شده است. مطابق این وقف که فتحعلی خان (صاحب دیوان) از رجال دوره قاجار واقف آن بوده است، هر سال مصادف با سوم شعبان، میلاد حضرت امام حسین (ع) در تالار تشریفات حرم مطهر حضرت رضا (ع) ضیافتی با سفره رنگین بر پا می‌شود که طبق وقف نامه غذاهای سر سفره باید هفت نوع باشد که شامل سوپ، دو رقم برنج، کوکو شیرین، سالاد الویه، گوشت و یک رقم خورش، نوشیدنی متعارف (نوشابه، دوغ و آب) می‌شود. در وقف نامه آمده است که تولیت آستان قدس رضوی شخصا در مجلس باید حضور یابد و به صرف شیرینی و شربت و ناهار هفت رنگ، از میهمانان پذیرایی کند. هر سال از سوی تولیت آستان قدس رضوی این ضیافت باشکوه بر اساس خواسته واقف با حضور مسوولان عالی رتبه استانی، جمع کثیری از مدیران و صاحبان صنایع، بازرگانان و علما برگزار می‌شود.
نکته جالب این وقف نیز مراسم آغازین آن است که طبق وصیت نامه مرحوم فتحعلی خان (صاحب دیوان) پیش از شروع مراسم، متن این وقف برای حضار قرائت می‌شود: «مرحوم صاحب دیوان نیتش این بوده که مسوولان و حکام را سالی یک بار به این بهانه دور هم جمع کند تا بلکه این گروه گرهی از گره‌های مردم را به بهانه این گردهمایی بگشایند، تا اغنیاء سر یک سفره قرار گیرند و تحت تاثیر وقف قرار گیرند و لااقل بخشی از املاک و دارایی خود را وقف امور خیر برای ارج نهادن به مقام والای انبیاء و علیا و محرومان نمایند

وقف‌های آستان قدس رضوی(ع)

در میان موقوفات متعدد که در آستان قدس رضوی ثبت شده است نیز موارد جالبی وجود دارد که نشان از ارادت ویژه واقفان به زائران حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) نیز دارد. ازجمله این موقوفات، روستایی است که صاحبش آن را وقف واکس زدن کفش‌های زائران حرم حضرت رضا (ع) شده است. همچنین در مشهد موقوفه‌هایی برای تأمین کفش زائرانی که کفش‌های آن‌ها گم می‌شود هم وجود دارد.

وقف‌های اخلاقی

حمایت از مظلومان، ستم دیدگان و افرادی که به نوعی مورد بی مهری قرار گرفته‌اند هم از جمله نیت‌های جالب وقف کنندگان است. به عنوان مثال موقوفه‌ای وجود دارد که واقف آن نیت کرده درآمد ناچیز آن موقوفه به کسانی اختصاص یابد که ناله مظلوم را به مقامات رسمی برسانند و این موقوفه درآمدش خرج این شود. در مورد جالب دیگریدر شهر «نائین» وقفی ثبت شده که ویژه روضه‌خوان‌های بی‌طرفدار است. کسانی که قصد رفتن به منبر و روضه خوانی دارند، ولی کسی آنان را دعوت نمی‌کند. مطابق نیت واقف، درآمد این موقوفات به این افراد اهداء می‌شود.
در سال 1346 در تهران نیز وقفی ثبت شده که واقفان آن به نام‌های «سکینه شبیر” و ” ربابه شبیر” عوائد موقوفه را صرف کمک و مساعدت به کودکانی که فاقد وسائل تفریح و سرگرمی هستند جهت حفظ نشاط و سرگرمی آن‌ها و جلوگیری از مفاسد اخلاقی صرف می‌کنند

وقف سیم کارت رند برای امامزاده

اداره اوقاف شهرستان داراب، فروردین ماه امسال یک وقف عجیب را ثبت کرده است. طبق این وقف، شخصی به نام «خلیل مرعشی» یک فقره سیم کارت با شماره رند را وقف آستان مقدس سید علاالدین حسین، پیر مراد داراب کرد. شماره این سیم کارت ۰۹۱۷۷۳۲۱۰۰۰ است و حالا وقف امامزاده این شهر شده است.

وقف برای حمام

اما عجیب‌ترین وقف، شاید وقفی باشد که در کتابچه موقوفات یزد نوشته عبدالوهاب طرار و ایرج افشار به ثبت رسیده است:
در روستای عزآباد یزد مورد وقفی جالبی بدین مضمون از واقفی نامعلوم موجود است: «اراضی چهار دست، منافع آن باید صرف نوره (ماده موبر) حمام شود

وقف‌های جالب خارجی

اما وقف‌های عجیب و جالب، فقط به ایرانیان اختصاص ندارد. در نقاط دیگر دنیا هم می‌شود از این موقوفه‌های جالب دید. به عنوان مثال آن طور که در کتاب «جامعه توحیدی اسلام و عدالت اجتماعی» نوشته «مصطفی سباعی» و ترجمه: «سید علی محمد حیدری» آمده، در لبنان موقوفه‌ای وجود دارد که از درآمد آن، باید هر روز 2 نفر به بیمارستان‌های مختلف شهر بروند و بر بالین بیماران حاضر شوند. این دو نفر باید در حالی که بیمار، صدای آن‌ها را بشنود به آهستگی صحبت کنند و جملاتی را رد و بدل کنند تا روحیه بیمار را بهتر کند. جمله‌هایی با این مضمون: «چشمهاشو نگاه کن. قیافه ش رو ببین! حالش خیلی بهتر شده
در همین کتاب، از وقفی جالب در عراق نیز یاد شده است. وقفی که صلاح الدین ایوبی در قرن ششم هجری قمری برای کمک به زنان شیرده ثبت کرده است. او در قلعه‌ی دمشق مراکزی را برای امداد به زنان شیرده وقف کرده بود، طوری که در آن جا دو ناودان تعبیه کرده بودند، که در هفته دو روز، از یکی شیر و از دیگری آمیزه‌ای از آب و شکر می‌ریخت، تا زنان شیردهی که با کمبود شیر روبه‌رو بودند، از آن‌ها استفاده کنند و برای نوزادان خود ببرند.


منبع:عصر ایران






طبقه بندی: اخبار وقف،
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 آذر 1394 توسط سید علی اكبر زمانی


  وبلاگ وقف، ایثار ماندگار - Www.Isar-Mandegar.MihanBlog.Com

1-رسیدگی مستمر به وضعیت موقوفات و بررسی امکان اصلاح و مرمت ضایعات وارده به آنها جهت تامین کارآیی و بهره وری هر چه بیشتر از آنها.

2-بهینه سازی سیستم اداره و کنترل موقوفات و به روز کردن آن، ترمیم ساختار مدیریتی موجود در آنان و به کارگیری عوامل مستعد دلسوز و متخصص در رأس امور مرتبط با وقف.

3-ارزیابی و سنجش درست از میزان واقعی درآمدها و عواید حاصله از موقوفات و مشخص کردن میزان افزایش یا کاهش آن نسبت به سنوات قبل.

4-مطالعه و بررسی امکان توسعه بهره وری اقتصادی از موقوفات موجود و فراهم کردن شرایط احراز آن و در نتیجه افزایش درآمدهای حاصله.

5-متمرکز کردن خدمات ناشی از موقوفات در بخش های میانی و پایینی اجتماع به منظور تامین احتیاجات اساسی و ضروری اقشار محروم و آسیب پذیر جامعه و برقراری تعادل اقتصادی و استقرار عدالت اجتماعی در بهره گیری از کلیه امکانات زیستی.

6-بررسی امکان تغییر برخی از کاربری های خاص در موقوفات به منظور استفاده بهینه و مطلوب تر از امکانات و شرایط موجود (با فرض عدم وجود موانع فقهی و شرعی) و سوق دادن آنها به طرف نیازهای واقعی جامعه.

7-مشخص کردن حوزه فعالیتهایی که موقوفات می تواند در آنها نقش داشته باشد و یا در موازات آنها قرار گیرد.

8-افزایش بازدهی مهم ترین عامل در ارتقای بهره وری محسوب می شود هر چقدر خدمات ناشی از موقوفات را به حد استاندارد و احتیاجات واقعی مردم نزدیک تر نماییم، اهداف بهره وری دست یافتنی تر خواهند شد.

9-ارائه میزان کار موقوفات در دوره های منظم به منظور آگاهی عموم از نتایج حاصله از عملکرد موقوفات و آشنایی با کم و کیف فعالیتهای مختلف آن.

10-در آن بخش از موقوفات که استفاده از آن مستلزم پرداخت وجوهاتی است، رعایت وضعیت اقشار محروم جامعه لحاظ شده و حقوق افراد مستمند حفظ شود و تحت هیچ عنوان، عاملی همچون درآمدزایی بر ارزشهای پایدار و ارزشمند انسانی غلبه نکند.

11-ارتقای سطح خدمات رسانی در موقوفات به موازات و متناسب با خدمات مشابه در بخش های دیگر و با در نظر گرفتن تمهیداتی خاص به منظور موفقیت چشمگیرتر در عرصه رقابتهای نزدیک تجاری و اقتصادی.

12-تغییر ساختار و بهینه سازی مدیریت اداره موقوفات و به کارگیری روشهای نوین مدیریتی نقش عمده ای در بهره وری و کارآیی هر چه بیشتر موقوفات خواهد داشت.

منبع : پایگاه راسخون

 





طبقه بندی: وقف و اقتصاد اسلامی،
نوشته شده در تاریخ جمعه 13 آذر 1394 توسط سید علی اكبر زمانی


مهمترین جنبه و اساسی ترین بعد در بحث وقف و نقش وقف در توسعه فرهنگ و تمدن اسلامی، نقش وقف در تکامل و توسعه ارزش های الهی و معنوی است. فرهنگ و تمدن بر مبنای ارزش های مادی و معنوی استوار است. فرهنگ به مجموعه ای از دستاوردهای مادی و معنوی یک جامعه اطلاق می گردد و تمدن عبارت است از مجموعه ای از دستاوردهای مادی یک جامعه، بعضی ها تمدن را مرادف فرهنگ دانسته و بدین نحو گفتگوی تمدن ها را به مفهوم گفتگوی فرهنگ ها می دانند. ملاحظه می شود که رشد ارزش های مادی و معنوی در یک جامعه به مثابه رشد، توسعه فرهنگ آن جامعه تلقی می شود و زوال ارزش های مادی و معنوی در یک جامعه به مثابه زوال فرهنگ و تمدن آن جامعه، ارزیابی می گردد.

مهمترین نقشی که وقف در توسعه فرهنگ و تمدن ایفاء می کند. توسعه ای معنوی جامعه است. توسعه ی معنوی جامعه بدین مفهوم است که جامعه در بعد الهی، دینی و ارزش های معنوی خویش بیشتر از ابعاد مادی رشد می کند؛ زیرا اگر وقف را از دیدگاه انسانی و معنوی آن نگاه کنیم، وقف، عبارت است از به خدمت گرفتن ارزش ها و امکانات مادی به نفع ارزش های معنوی، به عبارت دیگر جامعه زمانی از لحاظ معنوی بیشتر رشد می کند که ارزش های مادی و امکانات مادی اش در خدمت امکانات و ارزش های معنوی اش باشد. و در عوض ارزش های معنوی زمانی در یک جامعه می میرد که ارزش های معنوی در خدمت امکانات و ارزش های مادی بوده و توانمندی های انسانی، الهی و معنوی جامعه قربانی اهداف مادی، غیر انسانی و غیر الهی گردد. روی همین جهت است که ابتذال، پوچیگری، و انکاری، فرهنگ مصرف، مادیت و بی دینی در جامعه ای رشد پیدا می کند و همگانی می گردد که همواره ارزش های الهی و معنو ی در آن به نفع ارزش های مادی قربانی می شوند. و از سوی دیگر جامعه ای که در آن ارزش های معنوی حاکم است، ارزش های مادی همیشه در خدمت ارزش های معنوی است. ثروت و سرمایه های مادی جامعه به صورت عادلانه در میان همه اقشار جامعه توزیع گردید. و با گسترش فرهنگ وقف و انفاق، مدام از تراکم و انباشتگی ثروت به دست عده، قشر یا طبقه ای خاص جلوگیری به عمل می آید.

وبلاگ وقف، ایثار ماندگار - Www.Isar-Mandegar.MihanBlog.Com


وقف از دیدگاه انسانی به مفهوم پیروزی ارزش های معنوی در وجود انسان است و گسترش فرهنگ وقف در یک جامعه به معنای سیطره ای ارزش های معنوی بر ارزش های مادی در جامعه است. یا به تعبیر دیگر، وقف عبارت است از استخدام امکانات مادی برای گسترش ارزش های معنوی، بناء آنچه برای انسان (واقف) و در فرهنگ وقف مهم است توسعه ای ارزش های الهی و معنوی است. و ارزش های مادی و امکانات آن صرفا وسیله و ابزاری هستند تا توسعه ی ارزش های الهی را در جامعه تسهیل نمایند. بر همین مبنا است که می بینیم انسان واقف. همه هست و نیست مادی خویش را به نفع ارزش های معنوی اهداء می کند و نه تنها با خود هستی اش را در این مسیر فدا می کند بلکه ابوذر گونه فریاد بر می دارد: «الذین یکفرون الذهب و الفضه و لاینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم»23 و بدین گونه همه اقشار و افراد جامعه را به گسترش فرهنگ وقف فرا می خواند؛ زیرا که انسان «واقف»تنها یک انسان بخشنده نیست، بلکه انسان واقف کسی است که خلیفه ای آفرینش خویش، و نقش خلیفه ای خدا بودن خود را در روی زمین درک کرده است. او آگاه است که دنیا آزمودنی بیش نیست، امکانات مادی صرفا برای بهره برداری است نه انباشتن؛ چرا که ارزش های مادی فانی اند و چیزی که فنا شود شایستگی برای انباشتن و ذخیره کردن ندارد. 

انسان واقف می داند که همه ی انسان ها حق دارند تا از مزایای امکانات مادی برخوردار باشند و هیچ کس تحت هیچ عنوانی حق ندارد این حق مسلم را، از آنها، غصب نماید. انسان واقف، انسان خود آگاه است، انسان خود آگاه انسان مسئولی است که رسالت سنگین خلافت خدا بر روی زمین را، بر دوش خویش، احساس می کند. او آفریده شده است تا پرستش کند و فرهنگ پرستش را به قاعده ای هستی و نظام زیست بشر تبدیل کند. انسان خود آگاه، کسی است که به درستی زمان و نقش زمان در تکامل پدیده ها را دریافته و بدین طریق از رسالت خویش در برابر خدا و تاریخ نیز آگاه است. انسان واقف انسان آگاهی است که درد تک تک افراد جامعه را به تمام وجود احساس می کند. انسان واقف کسی است که نمی تواند در برابر وضع رقت بار جامعه و افراد جامعه ای خویش بی تفاوت بماند؛ زیرا او نیک، می داند که:

بنی آدم اعضاء یک پیکراند

که در آفرینش ز یک گوهراند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

لذا انسان واقف، وقف می کند اما نه بدان خاطر؛ تا فخر بفروشد بلکه او وقف می کند تا درد جامعه را به مثابه ای ریشه کن کند و بدین گونه درد را از وجود خویش نیز بیرون سازد او فقر افراد جامعه را به مثابه ای فقیر بودن خویشتن اش تلقی می کند؛ چرا که او می داند که اگر وقف نکند. همانگونه که افراد تنگدست جامعه شدید تر است. برای اینکه افراد تنگدست از لحاظ امکانات مادی فقیراند؛ ولی او که در چنین حالت ثروت را در اختیار خویش گرفته است و وقف نمی کند، در فقر ارزش های معنوی و انسانی گرفتار است. بناء انسان واقف وقف می کند تا فقرا را از وجود بزداید. در منطق انسان واقف انسان های بی درد، بی احساس، بی مسئولیت، انسان هایی که رفاه خویش را به قیمت سلب آلودگی از انسان های دیگر بدست آورده اند، انسان هایی که حاضر نیستند حتی نیم نگاهی به حالت رقت بار فقراء، تنگدستان و بی نوایان بکنند، انسان هایی که تکبر خویش را در گدائی دیگران احساس می کنند و انسان هائی که از دستمزد رنج دیگران برای خویش کاخ فرعونی می سازند. انسان های فاقد ماهیت انسانی اند. انسانهائی که تفاله ی انسان محسوب می شوند؛ انسان هایی که صرف نقاب انسانی بر رخ افکنده اند.

تو که از غم دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

به عقیده ای انسان واقف، محور همه چیز، خداست. خدا مالک همه چیز است. همه چیز هستی خویش را از او می گیرد. و همه چیز در نسبت با او است که معنی می یابد. به جز خدا همه چیز فانی شدنی است «کل شی ء هالک الاوجهه»برای انسان واقف نزدیک شدن به خدا مطرح است: و برای این کار از هیچ تقلای دریغ نمی کند. انسان واقف وقتی نگاه می کند که بخش عظیم از اقشار جامعه محروم است، نمی تواند بی تفاوت بماند؛ زیرا به هر میزانی که محرومیت در یک جامعه زیاد شود، به همان میزان، امکان فاصله گرفتن جامعه از خط خدا نیز زیاد می شود. دور شدن یک جامعه از خط خدا، هرگز برای انسان الهی و واقف، پذیرفتنی نیست. لذا انسان واقف وقف می کند تا جامعه را بسوی خدا بکشاند؛ چرا که صرفا با حرکت در خط خدا است، که جامعه به سعادت نائل می شود و اهداء می کند و دقیقا به همین لحاظ است که نقش گسترده ای وقف در توسعه فرهنگ و تمدن اسلامی نیز درک می گردد. فرهنگ و تمدن اسلامی که بر مبنای ارزش های الهی، توحیدی، عدالت اجتماعی، رفع محرومیت و رشد معنویت در جامعه ای بشری استوار است. پس ملاحظه می شود که چگونه گسترش یا عدم گسترش، فقدان و یا وجود فرهنگ وقف، به جهان بینی و نحوه ای دید انسان نسبت به هستی، خالق هستی و نظام هستی بستگی دارد. افرادی که با جهان بینی مادی زندگی می کنند و دنیا را از منظر ما پست می نگرند، هیچ گاه نمی توانند، ارزش وقف و فلسفه ای وقف را درک کنند؛ چرا که در بینش مادی سرنوشت و مصالح فرد بر سرنوشت و مصالح جمع، مفهوم ندارد که مصالح فرد فدای مصالح جمع گردد. بناء تنها در جهان بینی اسلامی و بینش توحیدی است که فرهنگ وقف معنی و مفهوم پیدا می کند. برای اینکه در جهان بینی اسلامی و بینش توحیدی، جامعه و افراد، از هیچ نوع اصالت برخوردار نیستند. آنچه در بینش توحیدی مطرح است، رجوع به مبدأ آفرینش است. جامعه ای تو حیدی، جامعه ای است که دغدغه ای برگشت به مبدأ، در آن موج می زند.

هرکسی کو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

در بینش توحیدی و الهی سرنوشت و مصالح فرد زمانی بر سرنوشت جمع تقدم پیدا می کند، که فرد در فردیت خویش، بیشتر بتواند به سوی مبدأ وجودی خویش نزدیک شود. و به هیمن گونه سرنوشت جمع و مصالح جمع زمانی از اصالت برخوردار می گردد. که جامعه بیشتر از فرد بتواند انسان را به خدا نزدیک کند. به همین دلیل است که زمینه ای توسعه ای فرهنگ وقف در جامعه ای با بینش توحیدی و الهی به مراتب قوی تر از جامعه است که فاقد چنین بینش است و انسان موجد بیشتر از هر انسانی دیگر آماده ی ایثارگری و تقدم جوئی در امور خیریست و کارهای با نیت نیک است. لذاست که با یقین می توان ادعا کرد که می توان با گسترش هر چه بیشتر فرهنگ وقف و انفاق، فرهنگ و تمدن اسلامی را توسعه داده و نظام توحیدی را به قاعده ای نظام زیست بشر تبدیل کرد.


وقف و اهداف دین‌ 

وقف، زمینه‌ساز و بسترساز تحقق اهداف دین و مقاصد شریعت است. اگر دین را برنامه‌ای برای ارتقای ابعاد انسانی آدمی و تأسیس جامعه‌ای مطلوب بدانیم، وقف، پاره‌ای از آن برنامه برای نیل به آن اهداف است. به همین دلیل، فقها، وقف برای قطاع طریق را چون تخریب انسانی و اجتماعی در آن هست، صحیح ندانسته‌اند. همچنین گفته‌اند وقف بر کنیسه، معونه‌ی زنا، شراب‌خواری، تورات و انجیل مشروع نیست و در شرایط وقف، عدم اعانه بر معصیت و گناه را شرط دانسته‌اند در واقع، اهداف واقف در راستای مقاصد شریعت است و فقیهان با در نظر گرفتن این مفروض، به استنباط احکام وقف می‌پردازند. همچنین مجریان وقف، اعم از واقف و موقوف علیه و ناظران یا والیان، با توجه به اهداف بلند شریعت و نیز با در نظر گرفتن اهداف در دسترس‌تر باید به اولویت سنجی‌ها بپردازند. بدون امعان نظر به مقاصد دیانت، برخی از شرع مداران با توجیهات و گاه استنباطهایی به تضییع اوقاف پرداخته‌اند. گاهی دیده شده علی‌رغم وفور اوقاف در یک منطقه، فقر و استضعاف شدید هم وجود داشته است. این سوء مدیریت‌ها یا سوء استفاده‌ها بعضا در تاریخ گزارش شده است. 

موقوفات تهران قبلا در اختیار ملاعلی کنی و پس از مرگ او به دستور ناصرالدین شاه به داماد او امام‌جمعه واگذار شد و او مانند سلف خود، عواید این موقوفات را که حدود 24 هزار تومان بود، به مصارف شخصی می‌رساند و طلاب همواره شکایت داشتند تقرب الی‌الله و سعادت فردی و اجتماعی به عنوان هدف والای دین، در پرتو زمینه‌های مساعد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی به دست می‌آید. وقف، وسیله‌ای برای ایجاد این زمینه‌هاست و اقدام برخلاف آن هر چند با توجیهات شرعی باشد، بر وفاق خاستگاه های دین نیست. 

در دوره‌ی جدید، کسانی که خواهان الغای وقف شدند، استدلالشان تعارض وقف با مصالح اجتماعی و رشد جامعه و عدالت اجتماعی بود با اینکه از نگاه تسالم و توافق وقف با مقاصد شریعت، وقف دقیقا معطی به عدالت، رشد و مصالح اجتماعی است. اهدافی که اسلام برای وقف در نظر گرفته، شخصی یا اجتماعی است. ابوحامد غزالی گفته است: وقف موجب از بین رفتن گناهان و قرار گرفتن در حفاظت خدا می‌گردد که از اهداف شخصی وقف محسوب می‌شود. انباشت و تکاثر بیش از حد ثروت و مکنت، اسراف، زیاده‌روی و استکبار را به دنبال خواهد داشت. معمولا عدم التزام به ضوابط دینی و میزان‌های اخلاقی در پولداران بیشتر است. انفاق و وقف، یکی از راههایی است که برای واقف و منفق، سلامت روحی و آرامش معنوی و اجتناب از گناه را در پی می‌آورد. این نکته در آیاتی از قرآن از جمله آیه‌ی مشهور کنز و روایات متعدد مورد اشاره و تأکید قرار گرفته است. پیامبر(ص) در مورد ثروت‌هایی که به جای وسیله، هدف شده‌اند، می‌فرماید:

سکه‌های زرد دینار و سکه‌های سفید درهم، هلاک کننده‌ی شماست؛ همان طور که مردمان گذشته را به هلاکت رساند امروزه بیشتر به اهداف اجتماعی وقف توجه دارند. عناوینی مانند عدالت اجتماعی، کاهش یا نابودی فواصل طبقاتی، رشد ثروت‌های عمومی و تعدیل اقتصادی، رفاه همگانی و تعاون اجتماعی را سرلوحه‌های وقف بر می‌شمارند. گویا همین انتظارات اجتماعی از وقف در دوره‌ی معاصر، موجب رویکرد از اغراض شخصی به اهداف اجتماعی شده و ذهنیت‌ها را درباره‌ی ماهیت وقف دچار تحول و تطور گردانده است. این تحول، ذیل تحول معرفت شناختی قرار دارد که رهیافت‌اش نسبت به دین، اجتماعی است؛ یعنی از دین انتظارات اجتماعی دارد و آن را به عنوان یک نهاد اجتماعی با کارکردهای ویژه منظور می‌نماید. بر اثر همین رهیافت است که نفی طبقات اجتماعی را در بطن اسلام می‌یابد. در نظر گرفتن مصالح عقلانی - اجتماعی برای وقف را شاید بتوان از دو روایتی که در علل الشرایع در موضوع وقف آمده است، به خوبی استیناس و دریافت نمود تحلیل رابطه‌ی وقف و اهداف دین(مقاصد شریعت) کمتر مورد توجه قرار گرفته است. تنها آقای کبیسی در کتابش فصلی را به این موضوع اختصاص داده است و وقف را تابع مصالحی همچون تحکیم روابط اجتماعی می‌داند.

منبع : میراث جاوبدان

 





طبقه بندی: وقف و اسلام،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 آذر 1394 توسط سید علی اكبر زمانی


وقف با توزیع مجدد درآمدبین افراد، جامعه را به سمت توازن اجتماعی هدایت می کند. در وقف بیشتر افراد محتاج و فقیر ذینفع هستند و لذا اگر چه وقف به عنوان یک امر اخلاقی شناخته شده ولی در عمل تأثیر به سزایی در تأمین عدالت اجتماعی دارد وهمچنین از عوارض سوء بی عدالتیهای اجتماعی و شکافهای طبقاتی تا حد زیادی می‌کاهد و از حاد شدن مشکلات اجتماعی جلوگیری می کند

بر خلاف محیط های مادی که تکاثر و اشرافیت، ملاک برتری است و همه سعی می کنند همه چیز را در انحصار خود درآورند، در محیط اسلام سادگی و ایثار و تعمیم ثروتهای اضافی شخصی از راه وقف، حبس، هبه و… نه تنها ملاک برتری است بلکه عبادت بزرگ محسوب می شود. سیاست اسلام بر کنترل و تعدیل و حفظ ثروت جامعه است، به این ترتیب تمام راههایی که منجربه سرمایه داری بدون کار می شود، همه را کنترل کرده است و با گرفتن خمس و زکات و تشویق افرادبه وقف و… موجب تقویت افراد ضعیف وفقیرشده و فاصله بین این دو طبقه را بسیار کم کرده که نتیجه آن ایجاد جامعه متعادل است.

منبع : پایگاه راسخون





طبقه بندی: وقف و اقتصاد اسلامی،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 آذر 1394 توسط سید علی اكبر زمانی


بازده عین وقف در توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه ای اسلامی بسیار گسترش فرهنگ وقف یکی از راهکارهایی است که فقر را در جامعه ای اسلامی ریشه کن می کند. فقره پدیده ای است که یکی از موثرترین فاکتور انحطاط جوامع محسوب می شود؛ زیرا که فقر جامعه ای انسانی را زوال مادی و معنوی سوق می دهد. فقر زیر بنای توحیدی یک جامعه را فلج می سازد. فقر مانع از رشد هماهنگ جامعه می شود. فقر با ربودن امکانات مادی و رفاهی از قشر وسیع جامعه، زمینه ی رشد تفکر را در جامعه نابود می سازد. فقر تمام پتانسیل ها و توانمندی های بالقوه ای جامعه را منهدم می کند. فقر نمی گذارد که بستر مناسب برای رشد ارزش های الهی و معنوی در جامعه فراهم شود، زیرا همانگونه که گفته شد فقر زیر بناهای توحید در یک جامعه را فلج می سازد. با فلج شدن زیر بناهای توحید در یک جامعه، جامعه در تمام ابعاد خویش فقیر می شود، چرا که نهادهای مختلف جامعه در رابطه ای متقابل علی و معلولی قراردارد. بدین معنی که نهادهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مدام در رابطه ای تأثیر و تأثر قرار دارند. پویائی نهاد اقتصادی یک جامعه، زمینه های مناسب برای رشد فرهنگ جامعه ایجاد می کند. رشد نهادهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی طبیعی است که رشد نهاد اجتماعی را نیز به دنبال می آورد. و بدین ترتیب رکود اقتصادی یک جامعه زمینه های مناسب رشد و توسعه فرهنگ در یک جامعه را از بین می برد. جامعه ای که از فرهنگ شایسته برخوردار نباشد و جامعه ای که از فرهنگ منحطه برخوردار باشد. سیاست آن نیز به ابتذال کشانیده می شود. زیرا انحطاط فرهنگی به مثابه ای انحطاط فکری است و با انحطاط فکری چگونه جامعه می تواند در بعد سیاسی موفق عمل کند؟ و جامعه ای که اقتصاد، سیاست و فرهنگ نداشته باشد، معلوم است که نهاد اجتماعی آن نیز بیمار است. لذاست که فقر اقتصادی، جامعه را در تمام ابعاد آن، فقیر می سازند. 

دقیقا با ملاحظه ای همین تأثیر عمیق و گسترده ای فقر در جامعه است که در فرهنگ دینی فقر، مترادف با کفر تلقی شده است. مترادف بودن فقر با کفر اگر از یک جهت، اهمیت نقش فقر در جامعه را، تبیین می کند، از سوی دیگر مومنین را به نابودی و ریشه کن نمودن این پدیده، نیز فرا می خواند؛ چرا که فقر کفر است؛ و جامعه ای که زیر بنای اعتقادی آن با توحید اعتقادی بنا شده باشد نمی تواند با کفر بسازد. پس همانگونه که ریشه زدائی کفر از جامعه، از اولویت برخوردار است، ریشه کن نمودن فقر نیز از اولو یت برخوردار است و بر همین اساس است که خداوند بندگانش را پیش از هر چیز دیگر به وقف و انفاق فرا می خواند تا این پدیده را از میان جامعه ای اسلامی ریشه کن نماید.

(وانفقوا من ما رزقنکم من قبل ان یأتی احدکم الموت، فیقول رب لولا اخر تنی الی اجل قریب فاصدق و اکن من الصالحین و لن یوخر الله نفسا اذا جاء اجلها و الله خبیر بما تعلمون»«یا ایها الذین امنوا انفقوا مما رزقنکم، من قبل ان یأتی یوم لابیع فیه و لاخله و لاشفعه و الکفرون هم الظلمون»«و فی اموالهم حق للسائل و المحروم».

وبلاگ وقف، ایثار ماندگار - Www.Isar-Mandegar.MihanBlog.Com

در فرهنگ دینی اسلامی، پدیده ی وقف درست در مقابل فقر قراردارد بعبارت دیگر فلسفه وجودی فرهنگ وقف، فقرزدائی جامعه است. و با گسترش فرهنگ وقف به یقین که میزان فقر و محرومیت در جامعه کاهش می یابد. زیرا وقف همانگونه که تبیین شده یکی از راه های کنترل تراکم ثروت محسوب می شود. و با کنترل تراکم ثروت یا به تعبیر دیگر از بین رفتن تراکم ثروت سرمایه ای جامعه را در اختیار همگان قرار می گیرد و بهره مند شدن همگان از ا مکانات رفاهی و اقتصادی زمینه ای تکامل در ابعاد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیز فراهم می شود. و بدین سان می بینیم که چگونه وقف نقش سازنده و مهم را در فقر زدائی جامعه، در ابعاد گوناگون مادی و معنوی ایفاء می کنند. نقش وقف در توسعه فرهنگی: فرهنگ هستی خاص یک جامعه را گوید. یعنی جامعه در کلیت خویش با جوامع دیگر تفاوت چندانی ندارد، آنچه که یک جامعه را از جوامع دیگر متمایز می سازد، فرهنگ آن جامعه است. فرهنگ یک جامعه، بر تفکر آن جامعه استوار است، و تفکر آن جامعه نیز در بستر فرهنگ جامعه رشد می کند. جامعه ای با فرهنگ پویا جامعه ای است که از تفکر قوی برخوردار است و تفکر قوی نیز در دامن فرهنگ شایسته و باز پرورش می یابد.

جامعه ای که از لحاظ فرهنگی تمام اقشار آن از مزایای عادلانه فرهنگی نیز برخوردار نباشد؛ جامعه ای است که نه می تواند فرهنگ سالم و مترقی داشته باشد. جامعه ای بدون فرهنگ سالم، نه در بعد مادی و نه در بعد معنوی، رشد می کند؛ زیرا که عقامت فرهنگ باعث عقامت تفکر می گردد؛ تفکر عقیم جامعه را فاقد خلاقیت و ابتکار می سازد. جامعه ای فاقد خلاقیت و ابتکار نمی تواند مشکلات مادی خویش را به درستی تشخیص دهد نه خلاء معنویت را می تواند در جامعه پر کند. جامعه زمانی فاقد ابتکار، خلاقیت و تفکر تلقی می شود که از فرهنگ پویا برخوردار نباشد زیرا در چنین حالت جامعه نه از گذشته ای خویش بدرستی آگاهی دارد؛ و نه جایگاه خویش در زمان حال را می شناسد و جامعه ای که نتواند جایگاه خویش در زمان حال را درک کند مسلم است که نه می تواند، حرکت خویش به سوی فردا را نیز، عیار نماید؛ برای اینکه حرکت سالم به سوی فردا به شناخت دقیق از زمان حال نیاز دارد. روی این جهت عقامت فرهنگ در یک جامعه، باعث درک نادرست از زمان و نقش زمان در تکامل پدیده ها می شود و وقتی جامعه نتوانست درک درست از زمان و نیازمندی های زمان خویش داشته باشد. حرکت بسوی فردا را نیز نمی تواند عیار کند. بر همین مبناست که وقف فرهنگی ضرورت پیدا می کند. زیرا اگر فقدان تعادل، در برخورداری افراد جامعه از امکانات فرهنگی، در فرجام به عقامت فرهنگی می انجامد، وقف فرهنگی نیز در نهایت به تعادل، در برخورداری افراد جامعه از امکانات فرهنگی، منتهی می شود، زیرا که وقف فرهنگی به معنی برخوردار ساختن اقشار محروم جامعه از مزایای فرهنگی، در جهت توسعه فرهنگی جامعه است.

برخورداری اقشار محروم جامعه از مزایای فرهنگی،باعث رشد جامعه می گردد. به دلیل اینکه بهره مندی اقشار محرو م جامعه به منزله ای، سیالیت فرهنگی جامعه است و سیالیت فرهنگ جامعه، رمق خلاقیت را در وجود جامعه می دواند. وقتی جامعه خلاق شود، تفکر در جامعه زنده می گردد. با زنده شدن تفکر در یک جامعه، جامعه هرگز رو به فقر گام بر نمی دارد؛ برای اینکه تفکر، جامعه و افراد جامعه را به شناخت درست از زمان، نقش آن در تکامل پدیده ها و نیازمندی های زمان هدایت می کند. و بدین طریق جامعه در تمام معضل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارای تشخیص و شناخت درست می گردد. لذا وقف فرهنگی به مثابه ای باز گرداندن تفکر به جامعه است وقف فرهنگی به مفهوم زنده نگه داشتن نبض تفکر در لایه های زیرین جامعه است.

وقف فرهنگی تزریق آگاهی به انسان های محرو می است که صدها سال اسیر قفس جهالت مانده اند. وقف فرهنگی اهداء روشنی در اعمال زوایای تاریک جامعه است. وقف فرهنگی فروزان کردن مشعل نور در دل تاریکی جهالت انسان هاست؛ جهالتی که به مثابه ای زنجیره در بیغوله های زندان تفکر را اسیر خویش نگه داشته است. بنای عقامت و نازائی تفکر صرفا با وقف فرهنگی از بین میرود. و وقف فرهنگی است که تفکر را در سطح تمام افراد جامعه همگانی می کند. انسان هایی که نهادهای فرهنگی را به جمعه وقف می کنند؛ آگاه باشند، که در واقع با وقف نهاد فرهنگی به جامعه، اندیشه را به جامعه اهداء نموده اند. اندیشه که بدون آن حتی نمی توان خدای خویش را شناخت و همه باید بدانند که اگر تفکر را به افراد جامعه اهداء کنند نه تنها جامعه را نجات داده است بلکه خود را نیز جاودانه ساخته است؛ زیرا نسل های بعدی به خوبی خواهند دانست که کدام انسان ها، با چه میزان از ایثار، بقا ء نسل خویش را با اهداء تفکر به جامعه، تضمین نموده اند.

بناء برای رهائی از عقامت اندیشه، برای بیرون رفت از رکود ناانسانی، برای نجات از اسارت جهالت، برای ذوب نمودن یخ های منجمد اندیشه و برای رشد شعوری جامعه به توسعه ای فرهنگ وقف و انفاق ضرورت است، چرا که توسعه ای فرهنگ وقف و انفاق موجب ایجاد تعادل اقتصادی و مادی در جامعه می گردد و با تعادل مادی و اقتصادی زمینه ای فعلیت پیدا کردن توانمندی ها و پتانسیل ها ی بالقوه به وجود می آید. و بدین ترتیب حرکت رو به رشد جامعه در مسیر تکامل مادی و معنوی آغاز می شود. و زان پس سرنوشت جامعه، با دستان توانمند خود جامعه تغییر می کند. دقیقا به همین لحاظ است که ایجاد نهادهای خیریه بر مبنی «اوقاف»و «انفاق»در جوامع از ضروریت برخوردار می گردد که در رکود و بن بست نا انسانی، فقر، بدبختی، فلاکت و عقب ماندگی گیر نموده باشند. جوامع که عده ای بسیار اندک آن از بهترین امکانات مادی، رفاهی و اقتصادی برخوردارند و اکثریت مطلق آنها در چنگال فقر مادی و معنوی اسیراند بین توسعه و گسترش فرهنگ وقف و انفاق در جامعه ای اسلامی ما بیش از جوامع دیگر از ضرورت برخوردار است.

منبع : پایگاه راسخون

 





طبقه بندی: وقف و اقتصاد اسلامی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 آذر 1394 توسط سید علی اكبر زمانی


وبلاگ وقف، ایثار ماندگار - Www.Isar-Mandegar.MihanBlog.Com

وقف می تواند به اهداف اقتصادی دولتهای جدید کمک فراوانی کند. وقف می تواند در کم کردن کسر بودجه دولت نقش عمده ای داشته باشد. زیرا کسر بودجه یا ناشی از تقلیل درآمد و یا ناشی از افزایش مخارجی است که دولت معمولاً در انجام وظایف خود مجبور به تحمل آن است و وقف می تواند در هر دو زمینه یاری رسان باشد، زیرا با ایجاد کالاها و خدمات عمومی دولت از هزینه کردن برای این موارد معاف می شود. مثلاً وقتی که یک مدرسه و یا یک بیمارستان از طریق وقف تأسیس می شود و به جامعه خدمت می کند، در واقع دولت از هزینه های ایجاد و اداره یک مدرسه و یا یک بیمارستان معاف می شود و می تواند این هزینه ها را در راههای دیگری به مصرف رساند.

وقف می تواند در تخفیف آثار دفع ازدحامی (Crowding out Effect) نیز نقش داشته باشد. دفع ازدحامی عموماً ناشی از این است که دولت کسر بودجه خود را به دلیل نداشتن منابع مالی دیگر از طریق استقراض تأمین می کند و با این عمل موجب بالا رفتن نرخ بهره و در نتیجه کاهش سرمایه گذاری بخش خصوصی می شود. اوقاف با کمک در تأمین خدمات عمومی، هزینه های دولت را تقلیل و نیاز دولت را جهت استفاده از وجوه استقراضی کاهش می دهد. بنابراین می توان استدلال کرد که حتی در چارچوب ابزارهای متعارف IS-LM اوقاف می تواند به عنوان یک وسیله کارا در جهت تقلیل اثر دفع ازدحامی و کاهش نرخ بهره عمل کند. به نظر می رسد یکی از راههای حذف ربا در جوامع اسلامی تعمیم و توسعه اوقاف است. گرچه متأسفانه اقتصاددانان اسلامی تا به حال به این نکته توجهی نکرده اند و حتی همایشهای بین المللی که درباره ویژگیهای وقف تشکیل شده به آن عنایتی مبذول نشده است.

در اقتصاد عموماً ایجاد توازن متقابل و تعادل بین دو متغیر عرضه و تقاضا را بدون دخالت مستقیم دولت و از طریق نظام بازار، تعدیل ساختاری گویند. در یک نگاه کلی، عمدتاً برنامه و سیاستهای تعدیل ساختاری را که در دو دهه اخیر توسط صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به کشورهای عضو توصیه شده است، می توان در دو بعد آزادسازی اقتصادی و خصوصی سازی خلاصه کرد. منظور از آزادسازی کلیه اقداماتی که در جهت برداشتن کنترلهای دولت از قسمتهای مختلف اقتصاد از جمله بازارهای مالی، بازار کالا و خدمات و بازار کار صورت می گیرد. منظور از خصوصی سازی کلیه اقداماتی است که برای گسترش حوزه فعالیت بخش خصوصی انجام می شود. نتیجه نهایی آزارسازی و خصوصی سازی را در کوچک شدن اندازه دولت می دانند که همواره به عنوان یک هدف در همه این برنامه ها به صورت صریح و یا ضمنی ملاحظه می شود. اوقاف با اهداف یاد شده همسو است و دولت را از درگیر شدن و رقابت با بخش خصوصی در بسیاری از موارد رهایی می بخشد. به دلایلی که مفصل در قبل توضیح داده شد، اندازه دولت در حداقل نگه داشته خواهد شد.

از جمله اهداف اصلی دولت در اقتصاد، توزیع عادلانه درآمد و ثروت است و وقف می تواند وسیله مناسبی برای توزیع مجدد و حمایت مستقیم و غیر مستقیم از اقشار آسیب پذیر جامعه باشد، بدون آنکه هزینه ای بر بودجه دولت تحمیل کند.

از جمله اهداف دیگر دولت مبارزه با بیکاری و رسیدن به اشتغال کامل است. اوقاف در تحقق این هدف نیز می تواند کمک مؤثری کند. بر اساس سنت وقف گروه زیادی از طبقات مختلف جامعه به گونه ای با اوقاف در ارتباطند یا در امور مربوط به اوقاف به صورت مستقیم و غیر مستقیم نظارت دارند. البته در گذشته این ارتباط بیشتر و در حال حاضر ارتباط مستقیم کمتر شده است. طبق بررسی های به عمل آمده، تعداد کسانی که در مؤسسات و املاک وقفی به کار اشتغال دارند، نسبت به کسانی که مستقیماً توسط دولت به کار گرفته شده اند، می تواند بسیار بالا باشد. این نسبت مثلاً در ترکیه در سال 1931 نزدیک به 10 درصد بوده است که در طی زمان این نسبت کاهش یافته است، جالب آنکه اخیراً از دهه 1980 دولت ترکیه به اهمیت اوقاف پی برده و برای تشویق اوقاف تجدید نظرهای اساسی به عمل آورده است.

محمد اسلم حنیف معتقد است که در همه کشورهای اسلامی اهداف اقتصادی متعددی برای دولتهای خود برگزیده اند، از جمله توزیع مجدد به نفع فقرا، مداخله در مکانیسم بازار به هنگام لزوم، تهیه و تأمین کالاها و خدمات عمومی، حتی انجام اصلاحات ساختاری از جمله اصلاحات ارضی. برای تحقق این اهداف هم که شده دولتهای اسلامی باید از اوقاف حمایت کنند و آن را مورد تشویق قرار دهند.

اوج تمدن اسلامی دوران عثمانی را می توان زمانی دانست که اوقاف بیش از هر زمان دیگری توسعه یافته بود. بیشتر افراد جامعه در خانه های وقفی متولد می شدند، در مدارس وقفی آموزش می دیدند و کتابهای وقفی از کتابخانه های وقفی به امانت می گرفتند و به هنگام بیماری در بیمارستانهای وقفی مداوا می شدند و در زمینهای وقفی به کشت و کار پرداخته و نهایتاً در پایان عمر در یک قبرستان وقفی دفن می گردیدند و مراسم عبادی و روحانی زمان حیات و پس از مرگ آنها در مساجد و مراکز وقفی انجام می شد. بنابراین نیازی به خدمات دولت نداشتند. تنها در چنین شرایطی است که دولت حداقل مورد نظر اقتصاددانان می تواند تحقق یابد.

 

منبع : پایگاه راسخون





طبقه بندی: وقف و اقتصاد اسلامی،
.: Powered  By Isar-Mandegar :.


(تعداد کل صفحات:12) 1 2 3 4 5 6 7 ...

[ طراحی اولیه : نایت اسکین ؛ ویراستاری و تغییرات : ایثار ماندگار ]